بررسی تأثیر آموزش خود مراقبتی معنوی بر تحمل پریشانی مادران نوزادان نارس بستری در بخش مراقبت ویژه نوزادان

نوع مقاله: اصیل پژوهشی

نویسندگان

1 مربی گروه پرستاری کودکان، دانشکده پرستاری و مامایی، دانشگاه علوم پزشکی مشهد، مشهد، ایران.

2 دانشجوی کارشناسی ارشد مراقبت ویژه نوزادان، دانشکده پرستاری و مامایی، دانشگاه علوم پزشکی مشهد، مشهد، ایران.

3 دانشیار گروه نوزادان، دانشکده پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی تبریز، تبریز، ایران.

4 دانشجوی دکترای مراقبت معنوی، مرکز تحقیقات سرطان، دانشگاه شهید بهشتی تهران، تهران، ایران.

5 دانشجوی دکترای پرستاری، دانشکده پرستاری و مامایی، دانشگاه علوم پزشکی مشهد، مشهد، ایران.

چکیده

مقدمه: تأثیر آسیب ‌زای تولد زود هنگام نوزاد بر مادر، توانایی او را برای تفکر مختل می‌کند. با توجه به اینکه معنویت به عنوان یک پایگاه مستحکم می تواند یک عامل قوی در کنترل شرایط پرتنش باشد، مطالعه حاضر با هدف بررسی تأثیر آموزش خود مراقبتی معنوی بر تحمل پریشانی مادران دارای نوزاد نارس در بخش مراقبت ویژه نوزادان انجام شد.
روش کار: این مطالعه کارآزمایی بالینی در سال 1392 بر روی 60 نفر از مادران دارای کودک نارس در بیمارستان‌های ام ‌البنین (س) و قائم (ع) شهر مشهد انجام شد. افراد در دو گروه مداخله و کنترل قرار گرفتند. هر دو گروه در ابتدا و انتهای مطالعه و زمان پیگیری، پرسشنامه مقیاس تحمل پریشانی را تکمیل کردند. سپس به مدت 14 روز (هر روز به مدت 15 دقیقه) تحت آموزش آگاهی افزایی در رابطه با شرایط نوزاد قرار ‌گرفتند، با این تفاوت که مادران در گروه مداخله علاوه بر آگاهی افزایی در رابطه با شرایط نوزاد، تحت آموزش خود مراقبتی معنوی در 6 جلسه، به صورت یک روز در میان به مدت 45 دقیقه قرار ‌گرفتند. پیگیری 2 هفته بعد و به صورت تلفنی و هفته‌ای2 بار انجام شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS (نسخه 16) و آزمون‌های آماری کولموگروف– اسمیرنوف، شپیروویلک، تحلیل واریانس با مقادیر تکراری، تی مستقل و کای اسکوئر انجام شد. میزان p کمتر از 05/0 معنی دار در نظر گرفته شد.
یافته ها: میانگین نمره تحمل پریشانی در مرحله قبل از مداخله در گروه کنترل 6/7±5/38 و در گروه مداخله 2/7± 4/35 بود که بر اساس نتایج آزمون تی مستقل، دو گروه از این نظر همگن بودند (112/0=p). پس از مداخله میانگین نمره تحمل پریشانی در گروه کنترل 0/7± 7/33 و در گروه مداخله 7/6±9/41 بود که بر اساس نتایج آزمون تی مستقل، تحمل پریشانی پس از مداخله نسبت به قبل از مداخله افزایش معنی داری داشت (000/0=p). در مرحله پیگیری نمره تحمل پریشانی گروه کنترل 7/7±1/39 و در گروه مداخله 4/6±2/42 بود که بر اساس نتایج آزمون تی مستقل، تحمل پریشانی دو گروه از لحاظ این متغیر در زمان پیگیری تفاوت معنی داری نداشت (106/0=p).
نتیجه گیری: آموزش خود مراقبتی معنوی باعث کاهش تنیدگی روانی و افزایش تحمل پریشانی مادران دارای نوزاد نارس در بخش مراقبت ویژه نوزادان می‌شود.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Investigating the Effects of Spiritual Self-Care Training on Psychological Stress of Mothers with Preterm Infants Admitted in Neonatal Intensive Care Unit

نویسندگان [English]

  • Tayebeh Reyhani 1
  • Zohreh Sekhavat Pour 2
  • Mohammad Heidarzadeh 3
  • Seyed Mehdi Mousavi 4
  • Seyed Reza Mazloom 5
1 Lecturer, Department of Pediatric Nursing, School of Nursing and Midwifery, Mashhad University of Medical Sciences, Mashhad, Iran.
2 M.Sc. Student of Neonatal Intensive Care Unit, School of Nursing and Midwifery, Mashhad University of Medical Sciences, Mashhad, Iran.
3 Associate Professor, Department of Neonatology, School of Medicine, Tabriz University of Medical Science, Tabriz, Iran.
4 Ph.D. Student of Spiritual Care, Cancer Research Center, Shahid Beheshti University of Tehran, Tehran, Iran.
5 Ph.D. Student of Nursing, School of Nursing and Midwifery, Mashhad University of Medical Sciences, Mashhad, Iran.
چکیده [English]

Introduction: Stress resulting from premature delivery and its special care harms the mother psychologically and physically vastly and has a negative impact on psychological stress of the mothers. The present study investigated the effects of spiritual self-care training on the psychological stress of the mothers with premature infants admitted in neonatal intensive care unit.
Methods: This clinical trial was conducted in 2013 on 60 mothers of preterm infants in Omolbanin and Ghaem hospitals of Mashhad, Iran. Mothers were divided into two groups of intervention and control. The mothers of two groups filled DTS (depression-tension-stress) form at the first, the end and the follow up period. They were trained for 14 days (15 minutes/day) to know more about the babies' condition. The intervention group also received spiritual self-care education for 6 sessions as 45 minutes/every other day. We followed up after two weeks by calling them twice a week. Data were analyzed by SPSS software version 16, Kolmogorov-Smirnov, Shapiro Wilk, analysis of variance with repeated measures, independent t-test and chi-square tests. P value less than 0.05 was considered significant.
Results: Mean of DTS scores before the intervention was 38.5±7.6 in control group and 35.4±7.2 in intervention group and independent t-test shows no significant difference in DTS between two groups (p=0.112). After the intervention, mean of DTS was 33.7±7.0 in control group and 41.9±6.7 in intervention group and independent t-test shows significant difference in DTS before and after the intervention (p=0.000). At follow up period, mean of DTS was 39.1±7.7 in control group and 42.2±6.4 in intervention group that was not statistically significant between both groups (p=0.106)
Conclusion: Spiritual care training decreasespsychological stress and improves quality of life in mothers of premature infants admitted in neonatal intensive care unit.
 

کلیدواژه‌ها [English]

  • Infant/Premature
  • Quality of life
  • mothers
  • Spiritual Therapies
  • Stress/Psychological